بديع الزمان فروزانفر
10
زندگانى مولانا ( فارسى )
تمامتر داشتهاند دشمنى فرض شده است . فخر الدّين رازى در خدمت خوارزمشاه گرامى و معزّز بود چنان كه خوارزمشاه به خانهء وى مىرفت و بنقل وصاف « 1 » ابتداء سلطان محمد به زهاد و گوشهنشينان و متصوفه عقيدهء راسخ داشت و پيوسته در ترجيح آنان بر علما با فخر رازى جدال مىكرد و اعتقاد داشت كه چون اين طائفه در خواهش بر نفس هواپرست بسته و به كمتر قوت و خشنتر جامهاى قناعت كردهاند بصدور كرامات و حصول مقامات تخصيص يافتهاند و فخر الدّين همواره جانب علما را بدليل عقل و نقل ترجيح مىداد تا اينكه فخر رازى روزى از خربندگان اصطبل خاصّ دو تن را مقرر فرمود تا لباس ژنده درپوشيدند و بر سر سجادهء مرقع بنشستند و فوجى از تلامذه بر قاعدهء مريدان گرد آن دو ، حلقه زدند و فخر الدّين خوارزمشاه را بياورد تا از همت آنان مدد جويد و او با تواضع تمام بنشست و از انفاسشان مدد جست و صلات موفور مبذول داشت و چون خوارزمشاه بيرون آمد فخر الدّين گفت اين دو صوفىنماى سجادهنشين كه امروز خوارزمشاه به خدمتشان تبرّك مىجويد ديروز در اصطبل خاصّ همنفس اسبان و استران بودند و امروز جامهء مرقع پوشيده سجادهنشين گشتهاند ، تنها به پوشيدن جامهء كبود شاهد حقيقت رخ ننمايد و فضيلت عالم كه شبانروز در طلب علم تحمل شدائد مىكند پايمال نگردد . سلطان اعتراف كرد و باز بساط مجادلت نگسترد و نيز مؤلف روضات الجنات « 2 » از كتاب سلم السموات نقل مىكند كه ميانهء فخر الدّين رازى و مجد الدّين بغدادى كينه و دشمنى بهغايت رسيده بود تا آخرالامر به سعايت شاگردان او سلطان مزبور مجد الدّين را در آب جيحون غريق ساخت و از روى اين قرائن مىتوان گفت كه فخر الدّين رازى با صوفيان نظر خوبى نداشته و شايد بر تقدّم آنان در حضرت خوارزمشاه حسد مىبرده و بوسائل شتّى در تخريب بنياد عقيدهء وى بدين صنف متشبث مىشده است بنابراين سعايت وى در حق بهاء ولد هم از مرحلهء واقع بدور نخواهد بود . قطع نظر از رقابت شخصى از ديرباز ميانهء فلاسفه كه وسيله ادراك حقائق را تنها دليل عقل مىدانند و صوفيان كه عقل را محدود و پاى استدلاليان « 3 » را چوبين و بىتمكين
--> ( 1 ) - رجوع شود بتاريخ وصاف ( جلد دوم ، شرح حال اتابك ابو بكر بن سعد زنگى ) . ( 2 ) - روضات الجنات ، طبع ايران ، مجلد چهارم ( صفحهء 191 ) . ( 3 ) - اشاره است بدين بيت مولانا جلال الدين : پاى استدلاليان چوبين بود * پاى چوبين سخت بىتمكين بود